«نوشته شده به تاریخ 27 اکتبر 2007»
تا به حال فکر کردی از چه جور آدمایی خیلی بدت میاد؟ من دیروز که پشت ماشین نشسته بودم و توی ترافیک خسته کننده تهرون گیر کرده بودم بهش فکر کردم و به نتایج جالبی هم رسیدم…. من تقریباً از همه بدم میاد!!!
توی رانندگی
از آدمای دل گنده ای که توی ترافیک باید 20 متر جلوشون خالی بشه تا یه دنده یک مرحمت کنن بدم میاد… از آقایونی که چشمشون به در و دیوار و زیر و بالای مردم هست و به جلو نیست بدم میاد… از زنهایی که مثل زنها (!!) رانندگی می کنن و آبروی هر چی زنه بردن بدم میاد… از کسایی که راهنمای سمت چپ رو می زنن و می پیچن راست بدم میاد
توی غذا خوردن
از کسایی که ملچ مولوچ می کنن بدم میاد… از کسایی که قاشق رو مثل بیل دستشون می گیرن بدم میاد… از کسایی که قاشقشون رو توی ظرف ماست و غذا می زنن بدم میاد… از کسایی که خیلی تند یا خیلی یواش غذا می خورن بدم میاد… از کسایی که موقع جمع کردن میز غذا غیبشون می زنه بدم میاد
پسرها
از پسرایی که به تیپشون نمی رسن بدم میاد… از پسرایی که زیادی به تیپشون می رسن هم بدم میاد!… از پسرای خاله زنک متنفرم!!… از پسرای کم حرف بدم میاد… از پسرایی که فکر می کنن همه خانوما گاری چی تشریف دارن و خودشون آخر دست فرمونن بدم میاد (جرات دارن بیان به خودم بگن!) … از پسرایی که ابروهاشون از دخترا هم تمیز تره حالم به هم می خوره… از پسرایی که دماغشون رو عمل می کنن زیاد خوشم نمیاد… از پسرایی که حق تقدم خانوما رو رعایت نمی کنن بدم میاد… از پسرای شاعرپیشه و رومانتیک بدم میاد
دخترها
از دخترایی که فکر می کنن نباید بین زن و مرد هیـــــــــچ تفاوتی باشه خوشم نمیاد (بابا خودمونیم، این فمینیست های صرف، یه جورایی خل و چلن!!!)… از دخترایی که با تیپ و قیافه های اجق وجقشون باعث شدن به همه دخترای بیچاره گیر بدن بدم میاد… از دخترایی که هیچ کاری به جز حرف زدن و غیبت کردن بلد نیستن بدم میاد… از دخترایی که خیلی سرشون تو درس و کتابه بدم میاد… از دخترای فوضول بدم میاد
توی سینما
از کسایی که خرچ خرچ چیپس و پفک می خورن متنفرم… از کسایی که فیلم رو با صدای بلند تفسیر می کنن بیشتر متنفرم!… از کسایی که مزه می پرونن و احساس بانمک بودن مفرط بهشون دست داده بدم میاد… از کسایی که موبایلشون رو خاموش نمی کنن بدم میاد…
در کل
از آدمای خود شیرین بدم میاد… از مردایی که موقع حرف زدن با زنها در و دیوار رو نگاه می کنن بدم میاد… از مردای هیز حالم به هم می خوره… از آدمای بد دهن بدم میاد… از متال بازها بدم میاد… از دانشگاه شهید بهشتی بدم میاد… از درس خوندن که خیلی بدم میاد… از چت بازها بدم میاد… از استاد درس فیزیولوژیمون حالم به هم می خوره … از آدمایی که دخترای با حجاب و چادری رو ( و کلاً عقاید دیگران رو ) مسخره می کنن متنفرم….
این از من…تو چی؟… با این اوصاف فکر کنم اول از همه از من بدت بیاد!!!
![]()
امروز نوشت: در ادامه استقبال خوبی که از اعترافات بنده شد، فکر کنم بشه این رو هم مثل یه بازی ادامه داد…

اوووو پس از کی خوشت میاد ؟؟؟
خوب یعنی من الان و با توجه به اینکه وبلاگ ندارم می تونم بگم از چیا و کیا بدم میاد ( البته فقط چند مورد)
با مورد غذا خوردن موافقم . ولی کسانی رو که قاشقشونو میزنن به دندوناشون ،نگفتی .
جالبه اما اصلا فكر نكرده بود من مي تونم بطور كلي بنويسم …نمي دونم
اما جالب بود
من هم از دخترهاي چادري كه فكر ميكنن بايد عقايد غير چادري ها رو زير سئوال ببرن بدم مي آد!!
هدي عزيزم يه نگاهي به چادري ها و مذهبي هاي دور و اطراف هر دومون كه يه زماني هم دوست مشترك بودن بندازي مي فهمي كي رو ميگم!!!… جوري بود كه به بي ديني متهم شده بودم!!!
دقيقا!!! من هم همين كار رو كردم!!!:-دي
wow wow
این که یه لیست بلند بالا بود ….
این تاریخش اکتبر 2007، ورژن جدیدش رو ندار؟
——-
منم دوس دارم این بازیو ادامه بدم
ایشاللا سر فرصت
به نظر من توی پست بعدی بهتره بگی از کی خوشت میاد، فکر کنم هیچ کس نباشه. ولی من از فکر خلاقت که موضوعات جالبی رو انتخاب میکنه خوشم میاد!!!
ای بابا دوباره این بالا که من متهم شدم! از کدوم جهت هدی جون؟؟؟!!! به خدا اینقدر ها که پریناز میگه من بد نیستم و اصلا نمیخوام عقایدم رو تحمیل کنم فقط از جبهه گیری و یه طرفه به قاضی رفتنش بدم اومد.و تنها کاری که کردم این بود که بهش اطلاع دادم که از لیست لینک هام حذف شده و این پریناز بود که منو چاپلوس و بی اراده و… خطاب کرد و گرنه که ما از همون اولم به دین خودمون بودیم و بهتره بدونید هیچ کدوم از دور و بری های من چادری نیستند ولی من در حد مرگ دوستشون دارم! چون خیلی منطقی اند.
من يه پست بلند بالا در مورد همين حجاب و اين چيزا نوشتم تو كاغذ حوصله ندارم تايپش كنم .
يه روز تو سينما بودم داشتم يه فيلم مزخرف ميديدم ( مگه فيلم ايراني غير مزخرف هم داريم كه اكران بشه ؟ ) 2 تا خانوم پشت سرم نشسته بودن ، يكي شون فيلم رو ديده بود . اون يكي نديده بود . اون كه ديده بود همش سكانس بعدي رو براي اون يكي تعريف ميكرد ( به جان خودم اين از تفسير هم بدتره )
با این اوصاف من پیشاپیش معذرت می خوام! چون متنفر هستین از من
احتمالا!! پس شرط ادب حکم می کنه معذرت خواهی کنم! ….
سلام البته! ………..
من بار اولمه میام وبتون! ولی دوست دارم نظراتمو بگم! ………….
مواردی که میگم رو علاوه بر مطالب شما، قبول دارم یعنی بهتر بگم متنفرم!
رانندگی:
با بوق سلام کردن! پارک ماشین هر جایی که دلشون خواست! از کسایی
که کار اشتباهی انجام میدن و بسیار طلب کارانه خودشون رو بی گناه
میدونم به شدت به شدت متنفرم! …….
غدا خوردن:
کسایی که دوست دارن سنتی غذا بخورن! و با دست و پاشون غدا می
خورن حالم به هم می خوره!!! …….
پسرا:
پسرایی که دوست دارن توجه دخترارو نسبت به خودشون جلب کنن بدم
میاد! از پسرایی هم که اطلاعاتشون در حد اخباره بدم میاد!!
از پسرایی که خیلی به بیرون رفتن با هم دارن متنفرم!
و به خصوص احمق هایی که با موبایلشون در ملاء عام آهنگ پخش می
کنن بیشتر از چیزی متنفرم و دوست دارم خفشون کنم!
دخترا:
از دخترای خنگ خیلی بدم میاد! کلا دختری که همش تو فکر تیپ و آرایش
و رفیق بازی باشه بدم و یه ذره تو عمرش کتاب نخونده بدم میاد!
از دخترایی که تو فاز رومنس هم هستن بدم میاد!
از دخترایی هم که فکر می کنن چون مرکز توجهن خارق العاده هم باید به
نظر بیان و خودشون رو خیلی بالا می دونن و از بالا نگاه می کنن به شدت
متنفرم! ………
توی سینما:
سعی می کنم اصلا سینما نرم! چون اونجا از همه بدم میاد! همشون
مشکل دارن!
در کل:
از خودمم بدم میاد بعضی وقتا! چون من رو هم با ترازویی که بقیه پسرا رو
وزن می کنن! وزن میشم! ……..
از احمق هایی که بهم میگن فیلم قشنگ بهمون بده بدم میاد!!!
از سوال های کلی که ازم پرسیده میشه بدم میاد!!!
از تعارفات و رسم و رسومات ایرانی متنفرم! و از هر کسی که هی تعارف
می کنه بیشتر بدم میاد! …..
———————
خیلی حرف زدم! دلم پر بود! اجرت با خدا! یکی پیدا شد مطلب خوب تو
وبش بزاره! ……….
دیگه متنفر شدی شرمنده! …………
موفق باشی …….
خدانگهدار! ………..
کامنت من به اندازه یه پست شد!!!
منم کسی ضمن غذا خوردن ملچ مولوچ کنه عصبیم می کنه دیگه غذا نمی خورم
)))
دخترام عمرا راننده باشن پایه م واسه مسابقه همه جوره
حالا احتمالا تنها از اقا شوهرت خوشت میاد و برادر شوهرت و تو زن ام از خواهرای شوهرت نه ؟
“از پسرای کم حرف بدم میاد…”
با این حساب از منم بدت میاد!
من هنوز بازی اعترافات رو با بدقولی تمام، پشت گوش انداختم… چه برسه به این! ولی سعی می کنم هردوشون رو در اسرع وقت انجام بدم.
هرچی می خواستم بگم تو گفته بودی. ممنون
مرسی هدی جون
از مردهای بی ظرفیت که هیچ رقمه نمی تونن خودشون رو کنترل
کنن به شدت بدم میاد.
از جوجه هائی که تازه سر از تخم در آوردن و فکر میکنن عقل کل
هستن بدم میاد.
از آدم هائی که میخوان از سر و سر دیگران سر در بیارن متنفرم.
از مردهائی که غرور ندارن بدم میاد.
از آدمائی که موسیقی گوش خراش رو با بالاترین ولوم ممکن گوش میکنن
و با ماشینشون تو خیابونا ویراژ میدن هم بدم میاد.
از زن هائی که در هر مجلس و گردهمائی اولین و مهم ترین موضوع صحبتشون غیبت کردن در مورد خانواده ی شوهرشونه متنفرم.
[...] اینجا ایده ای بود برای اینکه من هم ازتنفرها (یا بهتره بگم حال نکردنها، چون تنفر خیلی واژه ی بی رحمیه) بنویسم: [...]
نیمه پر رو ببینید قشنگ تره
در ضمن به کسی که همه نظرارو تا اینجا خونده تبریک می گم و ازش خوشم میاد
ممنون