خودم کم بازی راه میندازم… حالا یکی دیگه هم پیدا شده که ما رو به بازی دعوت کرده! 
نگین گفته که از ترس هامون بنویسیم… و من از اونجایی که جداً آدم ترسویی نیستم، به جز یه مورد، هر چی فکر کردم چیزی یادم نیومد!!!!
تنها چیزی که منو تا سر حد مررررررررررررگ می ترسونه انواع و اقسام بندپایاینه! (دقت کنید که حشرات فقط یه زیرمجموعه از بندپایان هستن!) (و مجدداً دقت کنید که من عجب ترس های علمی و طبقه بندی شده ای دارم!!!)

مثلاً سوسک (مردشور قیافه اش رو ببره!) یه حشره است… رتیل (که الهی نسلش وربیفته) جزء عنکبوتیان طبقه بندی می شه و ایضاً عقرب (ایـــــــــــــکبیری!!)… یا هزارپا (گور به گور شده) خودش واسه خودش یه طایفه است که بهشون می کن هزارپایان!… تنها بندپایانی که گناه دارن و طفلکی ها در اوج بی ریختی، ترسناک نیستن، سخت پوستان هستن! مثل خرچنگ و میگو و اینا!

دیگه به جز این موجودات بسیااااااااااااااار دوست نداشتنی، هر چی فکر می کنم از هیچی نمی ترسم! نه ارتفاع
، نه تاریکی
، نه تنهایی
، نه آمپول (!)،نه بابام!!!
، نه مرگ
، نه جن و پری و روح
، و نه هیچ چیز دیگه ای…
.
.
.
پ.ن. این پست به شدت شبیه کلاس های جانورشناسی 1 با دکتر جعفری شد!!! ای جوونی کجایی که یادت بخیر؟! ![]()
پ.ن. 2 همه دعوتن… حتی شما دوست عزیز!

سلام
به به …هدي ياد درس زيست شناسي مون افتادم اي روزگار ….
تقريبا ميشه گفت از همه حشرات بدت مي ياد …نه من از همش نه اما مرده شور اون سوسك رو ببره اه اه …. راستي از عقرب خوشم مي ياد چون متولد ماه عقرب يعني آبان ماه هستم (( چه ربطي داشت خودمم نمي دونم )) … عالي بود …. موفق باشي
خب تو این دسته بندی من هم باهات مشترکم اما آمپول هم چیزی هست که آدم ازش نترسه ؟!!! امکان نداره خب! ترسناکه خب
کاملاً انسان ترسویی هستم!
من از هیچ چیز و هیچ کس نمیترسم جز سه نقطهای !
خوبه ، واقعا آدم نترسی هستی .
من از این چیزایی که گفتی نمی ترسم ولی …
من هم با اون سوسک مرده شور برده موافقم. اینقدر ازش بدم میاد که هم بوش را میفهمم هم صداش رو. همه بهم میخندن ولی به خدا از صداش می فهمم کجاست.اااه
راستی این بند پایان نه تنها گناه دارند بلکه خیلی هم خوشمزه هستند
بسیار جامع کامل و کارشناسانه!
به به چه ترس هایی من فکر می کردم دخترا تنها از شوهر هاشون می ترسن نگو از خیلی چیزای دیگه م ترس دارن
)
سلام خانمی
بازم به نسبته من خیلی شجاعی!…… ولی به نظره من مخوف ترین موجود گربه است با اون هیکل گنده اش که اگه یه دفعه از بغل پاهام رد بشه یه جیغی میکشم که نگو و نپرس….. میبینم که جشن هم خوش گذشته……….. ان شاا… عروسیه خودتون
در مورد ترس از بند پایان باهت شدیدا هم دردم …..
آخیش. بالاخره یه نفر حرف منو فهمید.
از مادر شوهر هم نمی ترسی ؟؟!؟!؟؟!!؟!؟