سلام!
برگشتم… کلی انرژی دارم… اینقدر که جرات ندارم برم تو اینترنت بگردم و حرفای ناراحت کننده رو بخونم! این یه هفته اینقدر بهم خوش گذشته و آرامش داشتم که حد نداره!!
جزیره
کیش رو همیشه دوست داشتم… خیلی زیاد هم دوست داشتم… نه به خاطر اون چیزایی که همه می گن… بلکه فقط به خاطر آرامشش… به خاطر لبخندی که روی لب همه مردم می بینی… و علاوه بر این به خاطر کلی چیزای دیگه مثل: بازارهای خوبش، اینکه هر چی بخوای می پوشی و از گشت ارشاد هم خبری نیست، ماشین هایی که از 60 تا بیشتر سرعت نمی رن، هوای تمیزش، کنسرت های محشرش، کشتی ها و قایق های تفریحیش، ساحل قشنگ و پلاژ آزادش… و خلاصه هر چیزی که برای یه زندگی آروم و راحت لازم داری توی جزیره هست… بقول یکی از همسفرها که آخرش می گفت: نمی دونم چرا دیگه دلم نمی خواد برگردم «ایران»!!
کشتی.. قایق.. موزیک..
کشتی های تفریحی چند وقتیه که توی کیش مد شده… البته با اون کشتی های تفریحی استاندارد دنیا یه کمی فرق داره، اما در کل چیز خوبی از کار دراومده که تشکیل شده از یه کشتی نسبتاً کوچیک که هر کس بخواد می تونه بره روی عرشه و از دریا و صدای موسیقی لذت ببره… هر کسی هم بخواد می ره پائین و از نفس موسیقی و بالا پائین پریدن و جیغ کشیدن حالش رو می بره! به ما که توش خوش گذشت… مخصوصاً که اینقدر اکتیو بودیم که یه بلیط جت اسکی هم جایزه گرفتیم! بعدش هم که دخترعموی کوچیک درخواست یه آهنگ از ساسی مانکن رو داد که چون پشت سر من نشسته بود، به اسم من تموم شد و آقاهه هی نیگا به قیافه من می کرد و لابد تو دلش می گفت: خرس گنده خجالت هم نمی کشه!!! البته آهنگه رو خوند و انصافاً قشنگ هم خوند!
جنگ.. شو.. کنسرت..
از همون شب اول شنیده بودیم مهدی اسدی توی جزیره است و برنامه داره… اما نه یه کنسرت مستقل، بلکه توی قالب یه شو که توش به جز خودش یه کمدین (که کارش خوب بود) یه شعبده باز (که.. ای.. بدک نبود) و دو تا خواننده دیگه (که نمی شناختمشون) حضور داشتن… آخرین کسی که روی صحنه اومد مهدی اسدی بود… در همون نگاه اول 1- قد بلند 2- خوش تیپ 3- خوش استیل 4- خوشگل!! و در منظر بعدی، بسیار خوش صدا!!! با خوندن ترانه خلیج فارس چنان قدرت صداش رو به رخ سالن کشید که حتی مامان بی حال من هم کلی براش دست زد!! و آخرش هم که همون آهنگ معروفش (یالا) رو خوند که قطع به یقین، بعدش توی سالن صدای هیچ کس در نمیومد بس که جیغ زده بودیم!
شهر من، تهران…
تهران… تهران شلوغ و پر دود و پر سر و صدا… تهرانِ ماشین های مدل بالا و پائینِ بی مبالات… تهران ترافیک و استرس و قیل و قال… تهران سیاست و اعتراض و گارد و گلوله و باتوم… ازت متنفرم!

خوشحالم که بهت خوش گذشته. تو فکرش بودم بعد از امتحانا اگه بشه یک سر برم با این حرفهات عزمم رو جزم کردی.
فعلا بیا انجمن ببین چه خبره ! من که درگیر امتحانات هستم سرویس شدم
علیک سلام
ایشاللا همیشه خوش باشی.
در تمام طول خواندن این سفرنامه دنبال آمدن نامی از شوهر جان گرامیتان بودم، کجا بود طفلی؟بابا شوهر آدم هم نیاز به خوشی داره، ببرش
ميكشمت هدي چرا نگفتي داري مي ياي نزديكاي ما … مي يومدم ديدنت خب…
خوشحالم كه بهت خوش گذشته… هميشه به گردش خانومي…
فعلا ندا آقا سلطان زاده و مايكل جكسون در صدر اخبار هستن ، بعد شما مياي از سفر كيش مينويسي ؟!
واقعا كيش جاي دلچسب و دوست داشتني و بسيار بسيار عالي هستش!!!!عاشق جت اسكي ام . ولي ميترسم!!!قايق هاي موتوريش رو ترجيح ميدم!!!…من هم يه دفعه تو كشتي تفريحيش به خاطر زياد جيغ زدن و دست زدن جايزه گرفتم!بليط پارك دلفين ها!!!!عاليه!!!من خيلي كيش رو دوست دارم!!!!
پس حسابی دس دس ، قر قر بوده .
سلام. خوشحالم كه آرامش داريد.
موفق باشيد.
امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه خوب شد که از تهران فاصله گرفتین ولی این چند روز بدون شما تو انجمن اصلا به ما خوش نمی گذشت
خب پس ال فرار کردی حسابی
اون مترجم می تونی تو وبلاگت بذاری نوشته بودم که اینم کدش هر جا خواستی بذار
فائزه شون گفته بود از وقتی احمدی رییس شد . یکی از فامیلهای آقای قرائتی رییس کیش شده
سلام جات خالی بود . خدا را شکر خوش گذشت.منو بردی به سالهای دور زندگی در کیش. بزرگترین خریت زندگیم(ببخشید)برگشتن به این خراب شده بود. چقدر دلم هواشو کرده. من هم عاشقشم. و این روزها بیشتر از همیشه از تهران و همه متنفرم.