1- کسی از شماها تا بحال دنبال شجره نامه خانوادگیش رفته؟
کار لذت بخشیه… مخصوصاً که یهو بعضی اسم های موندگار توی تاریخ رو هم قاطی اجدادت می بینی… و از همه شون شیرین تر اینکه، سرانجام برسی به اسم شریف امامی که خیلی بهش ارادت داری… البته درآوردن شجره نامه کار هر کسی نیست.. سالهای پیش، توی قم، فردی بود که اینکار رو می کرد که الان فوت کرده… کس دیگه ای رو هم در این مورد نمی شناسم!
2- کاش آدما قبل از اینکه جلوی دیگران، نقاب از چهره بردارن، یه بار توی خلوتشون اینو امتحان کنن… چهره برهنه شون رو ببینن و بسنجن… بعد خودشون رو رسوا کنن! از شنبه هفته پیش، تا دیروز، من مدام درگیر جنگ و جدلی ناخوشایند بودم که درسته که شروعش بر اثر یه خطای استراتژیک (!) خودم بود، اما ادامه اش به خاطر آدم پشت نقابی بود که داشت کم کم بند های نقاب رو از دور چهره اش باز می کرد تا خود واقعیش رو نشون بده…
3- بعد از 8-9 روز بحث و جنگ اعصاب، دیروز تمومش کردم… رابطه بیماری رو که فکر می کردم سالمه و دوطرفه… و در آخر واگذار شدم به فاطمه زهرا (ع)!! الان که فکر می کنم، می بینم امکان نداشت حسن ختامی از این بهتر برام اتفاق بیفته که آرامش از دست رفته ام رو بهم برگردونه… به دو دلیل:
- اولین و مهمترینش اینکه: اونی رو که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه؟
- و دومیش اینکه منو به مادر مهربونم واگذار کردن… و کدوم مادریه که از خطاهای غیرعامدانه فرزندش نگذره؟
4- من خیالم از خودم راحته… من بارها و بارها، توی خلوت خودم با خدا، به محاکمه خودم نشستم… قاضی بی رحمی هم هستم در برابر خودم… اما هر بار، به جز چند تا اشتباه بی غرض، به چیزی برنخوردم… و مگه انسان جایز الخطا نیست؟
ازت ممنونم که آرامش از دست رفته ام رو بهم برگردوندی… چون یادم انداختی، در نهایت، اونی که نظرش مهمه، اون بالائیه است… نه بنده هایی که قلبشون پوشیده از غبار خطا و گناهه (مثل خود من!) و قدرت قضاوت درباره دیگران رو ندارن…

اه! اینجا روزبروز داره دخترونه تر میشه !
من يه دوره اي هر شب قبل خواب اشتباهات زندگيمو مرورميكردم (يه سري اشتباه تو سالاي دور كه مدتهاست جبرانشون كردم) بعد هي از خودم بدم ميومد .هي خودمو ميذاشتم جاي خدا ميديدم اگه همچين بنده اي داشتم محل …ام بش نميذاشتم .
بعدش همين كه اسم خدا ميومد آروم ميشدم و ميدونستم بخشيدتم.
خيلي وقتها به اين فكر ميكنم اين آدما اگه اعوذبالله جاي خدا بودن چه رفتاري با ديگران ميكردن . اونم وقتي همديگرو بخاطر كوچكترين اشتباه، رسوا ميكنن.
عجب …..
من که نمیدونم قضیه چیه ولی مهم اینه که پیش خودت شرمنده نباشی .
راستی منم نیاکانم رو میشناسم . من یه شاهزاده از آل بویه هستم . (پزززززززززززززززز)
نياكان من رو نمي شه پيدا كرد!انقدر كه اسم فاميل ما كميابه!!!
من همیشه با نوشته های شما حال کردم بی خیال ولی چون وب شما رو گم کردم پیدات نمی کردم بیا سری بزن به هم تا بیشتر حال کنیم نه ببخشید منظورم از اون حالا بد نبود از اون دوستی های باحال بود
رد شجره نامه ی پدریمو تا سال 1132ش دارم اما قبلش هیچی!
شجره نامه ی مادری تا همین نزدیکا 12وخورده
خلاصه چیز خوبیه این شجره نامه!
خوبترشم اینه که بابات یه عمه خانم داشته باشه کل تاریخ خانوادتو با داستاناش و اتفاقاتش حفظ باشه!
و اما شجره نامه.. ما که پشت اندر پشتمون به جالیز میرسه. فامیل را که داری؟ طالبی!!!
سلام
منم شجره نامه مادریمو دارم, وقتی بهش نگاه میکنم حس جالبی بهم دست میده
شجره طرف پدری رو به علت مهاجر بودن, بیشتر از 200 سال قبل در دسترس نبود