از اونجا که هدی بانو (!) برای خودش یکی از نوابغ قرنه، وقتی می خواد یه قولی رو بده، قبلش یه نیگا هم به تقویمش می کنه تا ببینه روز موعود، تعطیل نباشه! (استفاده از افعال معکوس!)… بنابراین شما تصور کنید الان مثلاً همون فردای وعده داده شده است!
.
.
دیدین یه عالمه آدم هستن که بهشون می گن «دکتر» ولی آدم دقیقاً نمی دونه دکتر چین*؟! بعد توی همه صنوف هم دیده می شن… از فیلم سازی بگیر، تا کشاورزی، تا سی ا ست، تا بقالی!! بعد اگر یه کم دقت کنید، به وجه اشتراک این مشاغل پی می برید… آب بندی!
والله به خدا!!! اون از فیلم و سریال هامون… ایرانیش می شه نرگس، خارجیش می شه جومونگ**… یه ذره حواست پرت بشه، قاطی اینهمه آبی که توش می بندن، غرق می شی!
سی ا ستمون هم که اصلاً کلی دکتر و فوق دکترای آب بندی داره… وگرنه چطور ممکنه چندر غاز رای رو تبدیل کنن به 24 میلیون؟ کار آبه جانم… آب!!!
کشاورزیمون هم که اصلاً دیگه هیــــــــــــــچی!!! مثلاً این آلبالو جدیدا رو دیدین؟ اصلاً رسماً حاصل پیوند بین درخت آلبالو و شیلنگ آبه!! هم سایزش تپل و چشمگیر شده، هم مزه اش، مزه آبه! آلبالو هم آلبالوهای قدیم… 4 تا دونه اش رو می خوردی، غش می کردی و ضعف می کردی و تا روش یه نون خامه ای دبش نمی خوردی، حالت نمیومد سرجاش! اما جای شما خالی، دیشب من یه نیم کیلویی از این آلبالو جدیدا رو خوردم… انگار که هیچی نخوردم… هی خوردم، گفتم بذار ببینم اثر می کنه؟ اما اثر که نکرد هیچ، بر اثر میزان زیاد آب موجود در آلبالو، دل درد هم گرفتم!! انگار که هندونه خوردم!!!
خلاصه که… اگر می بینید اینهمه بارون اومد و اینا هنوز می گن «مشکل کم آبی» به این دلیله که بارون های مربوطه در جاهای دیگه مصرف شده و واسه ما چیزی تهش نمونده!!
.
.
* چین = چی هستن!
** لازم به ذکره، هر چی جومونگِ یک طولانی و کسل کننده بود، قسمت دومش، روند داستان تند و سریع بود… کلاً از همه نظر نسبت به قسمت یکش خیلی قشنگ تر تر بود… از اونجا که می دونم همه تون عاشق جومونگین (کماکان افعال معکوس) براتون یه پست مفصـــــــــــــــل (!) در مورد قسمت دومش میذارم!! (اسمایلیِ مگه نگفتین همه مطالبم خوبه؟!)

دقیقا هدی!!!!!!!کاملا راست میگی!!!!همه چیز عوض شده!!!!از همون رای هاا بگیر تا همین البالو ها!!!!!:دی!!!!…باز هم باید بگم بهت که من اصلا جومونگ نمی بینم؟!:دی!!!
موافقم باهات…
من يه قسمت جومونگ رو تا آخر نديدم بس كه از اين سريالاي كشدار بدم مي ياد…
میبینیم که این آب بندی دارد وارد بلاگ سرکار هم میگردد زیرا که شما گفته اید: “براتون یه پست مفصـــــــــــــــل (!) در مورد قسمت دومش میذارم”
خدا کند سیل نشود.
جدا خواهر ! میبینی چه روزگاریه ؟
دختر عمو اتفاقآ منم ديشب يه كاسه البالو خوردم و گويا آلبالوهاي ما با شما فرق داره چون من بعدش غشيدم!
ای بابا ای بابا زبونت رو گاز بگیر دختر جان!!! ممکلت به این خوبی… بده که بقال و چقال مدرک دکترا دارن؟
هدی خانم ناراحت نشی ها، اما نوشته های خودتم جدیدا یه جوری شده
انگار بهش آب میندی، جذابیت گذشته رو نداره
میخواستم خصوصی بهت بگم دیگه همین جا گفتم اگه میخوای تاییدش نکن
اوناییم که ازت تعریف میکنن عادت دارن فقط تملق کنن
من نوشته های قبلیت بیشتر دوست داشتم
احساس می کنم داری تقلید میکنی
دختر عمو اتفاقآ منم ديشب يه كاسه البالو خوردم و گويا آلبالوهاي ما با شما فرق داره چون من بعدش غشيدم!
سلام
با این تیکه خیلی حال کردم (چندر غاز رای رو تبدیل کنن به 24 میلیون؟)
دمت گرم