1- یکی دو روزه همکارم رفته مرخصی و کارم توی شرکت خیلی زیاد شده!
بعد از اونطرف، باید دو تا اپیزود -یه هاوس، یه نامبرز- ترجمه می کردم که با هزار زحمت اولی رو ردیف کردم و توی دومی عین خر اندر گل موندم!! بسسسسسسکه سخته!!! این FBIئی ها می میرن آخه مثل انسان حرف بزنن؟! همه اش باید همه چی رو با مثال و استعاره بگن؟! والا!! اپیزودش هم یه ذره پیچیده میچیده است! اون چارلی ورپریده هم که یه جوری از این معادلات و حساب کتابا حرف می زنه انگار که دیگه هیچ حرف دیگه ای تو دنیا وجود نداره! خلاصه که همون عبارت خر در گل از همه چیز برای اوضاع حال حاضرم، گویاتره!
.
.
2- بهم ثابت شد از خیلی مسائل نباید اینجا حرف زد!
از توضیح بیشتر معذوریم! حوصله بحث مجدد ندارم!!
.
.
3- من عاششششق این اسمایلیه شدم!! یعنی عاششششششششششششقا!!!
فقط تماشا کن قیافه اش رو!!!!!

اسمایلیه شبیه هاوسه! (فحش ناموسی!!)
آره ها. چقده این اسمایلیه خوشگله
سلام هدی خانوم…خوبید؟در پست فرهنگ سواری اینترنت نوشتید یک انجمن دارید و مدیر اون هستید …امکانش هست اون انجمن رو به من معرفی کنید؟خیلی دوست دارم عضو انجمن شما بشم..ممنون.
بنرش همین بغل هست… TvShow.ir
البته من دیگه مدیر نیستم
عاشق چیش شدی اونوقت ؟
آره خيلي باحاله. راستي شنلش را داري مثل كنت عزيز دراكولاست.خسته نباشي عزيز.
برو بچ وزارت اطلاعات رو ندیدی, اگه می تونی چارکلام از اونا زیرنویس کن!
اون اسمایلی هم “فانتوم آو د اوپرا” می باشد… منتها پیش نهاد می کنم اگه می خوای عاشقش بشی ورژن جرارد باتلرش رو انتخاب کن! با هم برید تو گل!!!
می دونم کیه!! ولی این باحال تره!!
1-اینطور وقتا دقیقا همون زمانیه که به ارزش بودن همکارت پی میبری
و میفهمی به چه درد میخورده…
ترجمه مقوله جالبیه ولی من نمیدونم چرا اینقدر از ترجمه یک فیلم بدم میاد…شاید چون خودم زیاد نگاه نمیکنم…اشتباه نکن خدا رو شکر تو قضیه زبان و دانستن اطلاعات به اندازه کافی شایدم زیادی غنی هستم ولی…چی بگم…نمیدونم…آخرین بار اپیزود اول و دوم لاست بود…که یه فرمی داشتیم ترجمه میکردیم..از شانس بد شایدم خوب! اپیزود 2 دیر رسید دستم و میلاد سریعتر ترجمه رو تموم کرد و گذاشت…و منم تا دیدم گذاشته کالا بیخایل شدم..فکر کنم دیالوگ 500 اینجورا بودم یعنی حدودا 100 تا دیگه مونده بود… که خوب…دیگه..ذوقمون از همون موقع کور شد کلا بیخیال مقوله ترجمه شدیم
بعضی ها مثل تو کلا با این قضیه حال میکنن…خوب ادامه بدید من مزاحم نمیشم
2 – {سوت ممتد}
3- اسمایله جالبی بود اما نه در حد عاشق شدن!
این مثلا بیشتر مناسبت داره؟!
http://www.pic4ever.com/images/4.gif
بر پدرت لعنت چارلز ویدمور با اون حرف زدنت که تو فصل 5 دهنمو سرویس کردی
واي گاهي منم مثل خر توي بعضي از حرفاشون ميمونم
واسه يكي از جمله هاي پزشكي قانوني،تو همون فلش فوروارد،آمار در آوردم ديدم اون جمله اي اين يارو گفته، يه مثال از سربازان رم قديم بوده!!!
كلي تاريخچه خوندم تا معني يه جمله رو نوشتم
اينا عشق استعاره هستند
خیلی خرن!!!
میبینم که داغ دل یه سری مترجم ها رو زنده کردی با قسمت اول صحبت هات
)
آره!! همه دلشون خونه!!
ولی اگه منصف باشیم اونا حرف زدنشون همینه ما باید انگلیسیمونو قوی کنیم و الا همه(امریکایی ها) میفهمن اف بی آیایی چی میگن
نه خب… مسئله زبان با اصطلاحات خیلی فرق داره!
اصطلاحات از دل تاریخ و زندگی روزمره آدما بیرون میاد
مثلاً اگه ما بیایم بگیم «فلانی قصه حسین کرد شبستری رو تعریف می کنه» همه ایرانی ها می فهمن یعنی چی… ولی یه خارجی وایمسته عین گاگولا نگاه می کنه که: هاه؟!
خب ما باید اصطلاحاتمون رو هم قوی کنیم دیگه
مثلا اصطلاح trick or treat یه نمونه از همین چیزاست که میگی یعنی از درون تاریخ اومده که هم به مراسم هالویین اونا ربط داره و هم به چهارشنبه سوریه ما
آره…
به نظر من بهترین راه هم برای گسترش دامنه اصطلاحاتمون، همین ترجمه است
حتی فیلم دیدن خالی هم فایده نداره.. باید پوستت برای ترجمه یه اصطلاح کنده بشه تا توی مغزت حک بشه و دیگه بیرون نره
میلاد قسمت اول که نوشته همکارام رفتن مرخصی
چه ربطی به مترجما داشت:d
از همكار نگيد كه دل من هم از اين قسمتش خونه، يا مريض مي شن (20 روز استعلاجي) يا عروسي دارن توي دهاتشون (با رفت و برگشت 15 روز مرخصي) يا مأموريت مي رن (5 روز) يا …
)
در مورد ترجمه هم خسته نباشيد. تنبل بازي درنياريد، غرغر هم نكنيد، گوش مي شنوه فكر مي كنيد سخته ولي دست بجنبونيد
اسمايلت هم جالبه، طفلكي اينجوري خسته مي شه بگو يه كمي توي ترجمه ها كمكت كنه سرش گرم شه
چقدر خوشحالم که از خودت نوشتی ! چقدر خوشحالم !
کجا بیدی شما احیانا؟