همیشه برام سوال بود که که چرا می گن زیاد پنیر بخوری، خر می شی! چون خودم عاشق انواع پنیرم، اعم از تبریزی، خامه ای، فتا، سفید و الخ!
مادربزرگم یه بار گفت: اون قدیم، مردمی که وضع مالی خوبی نداشتن تعدادشون کم نبود! بچه های قدیم هم که مثل ماها نبودن. صبح پاشن یه چای و یه لقمه هول هولکی و از خونه بزنن بیرون…همه دهن دار (!) بودن!
والدین محترم هم برای اینکه از پرخوری پنیر –که گویا کمی گرون بوده- جلوگیری کنن، این شایعه ناجوانمردانه رو علیه چیز به این خوبی راه انداختن…
اما این صحبت الان مختص بی پول ها نیست.. پولدارا هم همین اعتقاد رو دارن! برای کشف چرائی ماجرا، از این نقطه به بعدش رو مجبوریم به تخیل و تفکرمون وابذاریم…
به نظر شخصی بنده، آدم مرفه های اون دوره، وقتی دیدن بدبخت بیچاره ها چنین رویه ای رو درباره پنیر پیش گرفتن گفتن لابد «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها»
بعد یه نگاه به آقازاده های مفت خور و علاف خودشون کردن… بعد یه نگاه به بچه های پرتلاش و باپشتکار فقیر بیچاره ها، بعد یه دودو تا چار تا کردن و به این نتیجه رسیدن که کار، کار پنیره! در نتیجه پرخوری پنیر، تو خونه های اعیونی هم ممنوع شده!
منتها فقیرا که می دونستن چه خبره!! ولی یهو چششون افتاده و دیدن ای دل غافل! این شازده قشمشم ها زیاد پنیر نمی خورن و امر بهشون مشتبه می شه لابد واقعاً یه چیزی هست… وگرنه این مکتب رفته ها و مشق کرده ها که الکی چیزی نمی گن! در نتیجه، پنیر می ره در تحریم ابدی!!
آره جونم… خرد جمعی، خرد جمعی که می گن همینه! شما گول تعاریف دیگه اش رو نخور!
.
.
پ.ن. جریان زانودرد منو که دارید… اضافه کنید بهش دیشب رو که مجبور شدم با ماشینی که ایراد فنی (!) داره و اگر دور موتورش بیاد زیر 1500 خاموش می شه، تو ترافیک خیابون شریعتی تا خونه برم… و بدلیل همون مشکل گاز، کلاً به جای استفاده از سیستم ترمز، مجبور به استفاده از سیستم نیم کلاج بودم!! بعد الان کلاً حال زانوی چپم خیلی بهتره!
پ.ن.2 جا داره از همین تریبون مراتب عنایت خودم رو به احشامی که به اسم راننده پشت ماشین نشستن و همینطوری عشقی یهو سر خر رو کج می کنن و می پیچن جلوی آدم، اعلام دارم! (کپی رایت: بدنویس!)

منم همیشه اینو شنیدم
ولی اثبات نشد
همیشه هم خوردم
آقا جون من، پنیر نخور، خرفت میشی.
قدیمیا یه چیزی که میگفتن راست میگفتن. حتما یکی دو تا خرفتی داشتن دیگه.
نخور شما!!
پ.ن2)ما هم عنایات بیشماری را حواله میکنیم !
پس هنوز هم اندر اشتباهی !
پنیر برای هضم نیاز به فسفر داره.
از اونجایی که فسفر فقط در مغز وجود داره،
بدن برای هضم پنیر مجبوره از فسفر مغز استفاده کنه
راه حل اینه که همراه با پنیر، گردو بخورید. گردو سرشار از فسفره…
الان به نظرت من فارغ التحصیل زیست شناسی اینو نمی دونم؟! یا اصلاً کجای این مطلب مبنای علمی داشت؟
اي بابا… طبق اين سيستمي كه ميگي بهترين اسمي كه ميشه براش انتخاب كردي، هموني كه خودت گذاشتيه.خر شدن دسته جمعي! همه خرش شدن… قضيه مرغ و تخم مرغه:)) كي اول خر شد؟!:))
ترافیک شریعتی رو که با نیم کلاچ بری…..نوید بخش مژده ایست که بزودی به درک آن نایل می شوید…
صفحه کلاچ ماشین به زودی به فنا رفته…بوی لنت و موتور و هرچی اون طرفاست!!! دماغی برد (Barad) از شما… که تا هفته ها مدهوش باشید
اینروزا به دلیل نبود وقت و نداشتن همسر و فاصله دوست دختر و خدمتدکار
و از اینچیزا و البته مهمتر از همه هوای بیخیال کننده اینجا
(حتما تعریفش رو شنیدی! که چقدر به آدم انرژی می ده!
)…. حس پیدا کردن پنیر مناسب نیست و با کالباس و گاو و اینجورچیزا و نهایتش شیر! بیشتر حال می کنم…
با اینکه دلم برای پنیر هم تنگ شده!…الان که گفتی هوس کردم برم دنبالش
کجاش علمی نبود؟
اونجاش که هیچ کدومتون منظور اصلی مطلب رو نگرفتین… و این یه جورایی خیلی برام جالب بود!
دخترك من نون را با پنير نميخوره. پنير را با نون ميخوره بس كه دوست داره.هنوز كه خر نشده!!
دور از جونش
پس مثل منه! من هم همینجوری پنیر می خورم!
خر نمیشی خنگ میشی
تحلیلت فوقالعاده بود. گذشته از قصه پنیر خیلی عمیق بود
خوبه یکی فهمید، منظور اصلی این پست پنیر نبوده!!!
[...] دیگران یه چیز دیگه بشنون! دیگه اوجش فکر کنم سیاسی ترین مطلبی بود که من توی تمام عمرم نوشته بودم و یکی اومده در جواب [...]