بازی…

نمی دونم دقیقاً کی دعوتم کرده… یه چند جا دیدم.. از زیگ زاگ بگیر تا پریناز و یکی دو نفر دیگه…
شما هم پیشاپیش دعوتین به ضیافت کلمه بازی!
اولین چیزی که در مورد این کلمات به ذهنتون می رسه بگید:
 
دریا: آرامش مطلق!
قهوه : تلخِ باکلاس
غرور: دارم… زیاد!
دفتر مدیر: دلهره… فردا با والدینت بیا!
قرمه سبزی: حسام نواب [...]

سوتی؟!

پرستو جانم به بازی دعوتمون کرده… که سوتی های بزرگ زندگیمون رو بنویسیم…
والله جونم براتون بگه، ما توی عمر پر برکتمون سوتی زیاد دادیم… یه چند تائیش رو توی اولین پست این تاپیک می تونید ببینید…
اما آخرین سوتی وحشتناکی که دادم و هنوز هم بهش فکر می کنم تنم می لرزه (!) مربوط می شه [...]

مجنونانه…

این یه نقطه ای هم نمی کنه، نمی کنه، اما وقتی واسه یه بازی وبلاگی ما رو دعوت می کنه، یه چیزیه که پوست آدمو می کنه!
ایشون امر فرمودن که عادت های نامتعارف زندگیمون رو بنویسیم… پس این شما و این هم علائم انکار ناپذیر جنون در من!!

خوکی یا خرکی؟ مسئله این است!

توی وبلاگ رضا، بعد از قرررررررنی به یه بازی دعوت شدیم… 4 تا وبلاگ محبوبتون رو اسم ببرید:
راستش در این مورد خیلی فکر کردم… من وبلاگای زیادی رو می خونم، همه شون رو هم دوست دارم که می خونم دیگه!! اما دو تا وبلاگ هست، که اگر دوستان بهم اجازه بدن، می خوام خرجشون رو [...]

کیف نامه!

به دعوت شین  (و بعضیای دیگه!) کیف مبارک رو ریختیم بیرون ازش عکس گرفتیم و به نمایش عموم گذاشتیم:

عکس با سایز بزرگتر!
البته در عکس، خود شخص «کیف» حضور نداره! چون من معمولاً روزی یه بار کیفم رو عوض می کنم و خودم به نتیجه ای نرسیدم که کدومشون رو توی عکس بذارم که به بقیه [...]

!Fear House

خودم کم بازی راه میندازم… حالا یکی دیگه هم پیدا شده که ما رو به بازی دعوت کرده! 
نگین گفته که از ترس هامون بنویسیم… و من از اونجایی که جداً آدم ترسویی نیستم، به جز یه مورد، هر چی فکر کردم چیزی یادم نیومد!!!!
تنها چیزی که منو تا سر حد مررررررررررررگ می ترسونه انواع و [...]

…I Hate

«نوشته شده به تاریخ 27 اکتبر 2007»
تا به حال فکر کردی از چه جور آدمایی خیلی بدت میاد؟ من دیروز که پشت ماشین نشسته بودم و توی ترافیک خسته کننده تهرون گیر کرده بودم بهش فکر کردم و به نتایج جالبی هم رسیدم…. من تقریباً از همه بدم میاد!!!

!Confess To Me

اعتراف می کنم… یه عااااااااااااااالمه کتاب نخونده توی کتاب خونه ام دارم که از دیدن قیافه بعضی هاشون شرمم می شه! مثل «میدل مارچ» یا «آدمکش کور» یا (این یکی دیگه خیلی شرم آوره!) «جنگ و صلح»!!!
اعتراف می کنم… با اینکه ادعام می شه خیلی زیاد فیلم می بینم، یه عالمه از معروف ترین فیلم [...]

Triplet

1- پریناز منو خیلی وقت پیش به یه بازی وبلاگی دعوت کرده بود… اما من ندیده بودمش!! بعد از این که خودش بهم یادآوری کرد، دیدم عجب بازی جالبیه! کلی باعث خودشناسی می شه… شرحش این بود که باید قوانینی رو که توی زندگی برای خودتون گذاشتین بنویسین (یا یه چیزی تو این مایه ها!)
از [...]

پست یه نقطه ای :)

حالا که دری به تخته خورده و من هم در این دنیای بزرگ بالاخره برنده‌ی چیزی شدم ، تصمیم گرفتم حتما مطلبی برای وبلاگ هدی خانوووم بنویسم . تصمیم داشتم ، یکی از داستانک‌هام رو بفرستم که با موضوعات وبلاگ هدی هماهنگی داره ولی چون فیلم moon sun flower game رو دیدم پشیمون [...]