1- جین آستین رو همه می شناسیم… حتی اونایی که اهل کتاب و مطالعه نباشن هم شاید دیده باشن زندگینامه ی عجیبش رو در Becoming Jane
جین استین، دختری از خانواده ای معمولی بود که در تمامی مراحل زندگیش، با همسن و سالانش تفاوت داشت… علائقش، تفکراتش، رفتارش و حتی علاقه اش به نوشتن در جامعه [...]
Archive for the ‘Daily Book’ Category
!Becoming Lizzy
Posted in Daily Book, Daily Movie on شنبه, نوامبر 14, 2009 | 19 نظرات »
!Holes
Posted in Daily Book, Daily Movie on جمعه, نوامبر 13, 2009 | 12 نظرات »
اون زمانی که دانشگاه می رفتم، یه روز مهشید یه کتاب آورد بهم داد به اسم آخرین گودال… یه رمان نوجوانان بود! من هم یه نگاه چپ چپ بهش کردم که: من چخوف و تولستوی و دوما می خونم و خوره کوئلیو و مارکزم، اونوقت تو برام رمان نوجوانان آوردی بخونم؟! اما اینقدر ازش تعریف [...]
رئالیسم جادوئی یا جادوی رئال…
Posted in Daily Book on پنجشنبه, اکتبر 22, 2009 | 18 نظرات »
دو سه روزه چند تا مطلب برای نوشتم توی ذهنم هست که هیچ کدوم به هم ربط نداره!!! دیشب همینجوری که روی تختم دراز کشیده بودم و موزیک گوش می کردم و سعی می کردم تصمیم بگیرم که فردا -یعنی امروز- کدوم یکی از مطالب رو بنویسم، یهو به طرز غریبی دلم خواست کتاب بخونم!! [...]
الهام بخش…
Posted in Daily Book, روزنوشت ها on دوشنبه, جولای 13, 2009 | 11 نظرات »
عاشق دنیای وبلاگستان هستم… چون آدم توش به معنای واقعی زندگی می کنه و همه «خود» مطلقشون هستن… کسی کاری نداره تو چیکاره ای و کجای این دنیا زندگی می کنی، فقط کافیه بیشتر از 2-3 تا خط فکری مشترک با یه نفر داشته باشی، تا با تمام سلول های تنت از خوندن مطالبش لذت [...]
و دوباره همان یار مهربان…
Posted in Daily Book on چهار شنبه, ژوئن 10, 2009 | 11 نظرات »
من آدم خیلی خونسردی نیستم، اما به جرات می تونم بگم هیچ وقت دچار استرس شدید هم نمی شم! توی سخت ترین شرایط زندگیم، یه آرامش بی دلیل، همیشه همراهم بوده… آرامشی که باعث می شه موقعیت های حساس رو به خیر و خوشی پشت سر بذارم…
اما همونطور که چند جا گفتم، این روزا، برخلاف [...]
هدی در هفته ای که گذشت…
Posted in Daily Book, خاطرات on یکشنبه, می 17, 2009 | 16 نظرات »
اول؛ نمایشگاه کتاب:
اعتراف می کنم به هیچ وجه مثل هر سال بهم نچسبید… مهمترین دلیلش هم همون خبر کذایی بود که صبح، وقتی داشتم حاضر می شدم برم، بهم رسید… با دختر عموم و دختر خاله اش رفتیم و گشتیم و کلی پول هم خرج کردیم… اما نچسبید که نچسبید! اول به خاطر اینکه فقط [...]
فراموشی
Posted in Daily Book on دوشنبه, مارس 9, 2009 | 11 نظرات »
هیچ وقت از کارای محسن مخملباف خوشم نمیومده… باهاشون همذات پنداری نمی کردم! نه کارای خودش، نه دختراش!
اما چند وقت پیش که به دنبال فیلمنامه فیلم های کوتاه توی اینترنت می گشتم، به یه فیلمنامه به اسم «فراموشی» برخوردم که خیلی روم تاثیر گذاشت و حتماً قابل حدسه که نویسنده اش کسی نبود به جز [...]
La Dame aux Camelias
Posted in Daily Book on چهار شنبه, فوریه 11, 2009 | 12 نظرات »
جوانی -نوجوانی!- از شدت عیاشی، بعد از رسیدن به سن قانونی ناگهان متوجه می شه زیر بار قرضی بسیار سنگین رفته و هیچ منبع درآمدی نداره، مگر استعدادی که از پدرش به ارث برده…. و اینگونه «مادام کاملیا» متولد می شه….
دفترچه ممنوع
Posted in Daily Book on شنبه, فوریه 7, 2009 | 10 نظرات »
بنا به انتخاب خودتون کتاب دفترچه ممنوع رو براتون معرفی می کنم… منتها قبل از شروع باید یه نکته ای رو یادآور بشم که این نوشته فقط نظر شخصی من در مورد این کتاب (و کتاب های بعدی که معرفی خواهم کرد) هست و هیچ توقع یه نقد ادبی رو نداشته باشید… توی این مطلب [...]
تصمیم کبری!
Posted in Daily Book on جمعه, فوریه 6, 2009 | 8 نظرات »
عضو شدن توی این سایت Shelfari بدجوری منو جوگیر کرده!
واسه همین قصد دارم از این به بعد اینجا، هر وقت فرصتی دست داد، یکی از کتاب های خوب کتابخونه ام رو براتون معرفی کنم که اگر نخوندینش باهاش آشنا بشید و اگر مایل بودید مطالعه اش کنید…
برای اولین کتاب از بین این ها بگید کدومش [...]
